سارا نوشت

 
شب نشینی های بهاره
نویسنده : سارا - ساعت ۱۱:٤٢ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/٢٥
 

26 سالگی من با شب نشینی های بهاره ی  هفتگی سازمان فرهنگی هنری شهرداری تهران با موضوع معنای زندگی که به همت دکتر شیری برگزار شده بود شروع شد

در این دو جلسه ای که گذشت با آدمهای بزرگی آشنا شدم

دکتر عشایری و دکتر صدریا

وجه مشترک هر دوشون این بود که 

هر دو نخبه هایی بودن بسیاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااار متواضع 

که بعد از سالها  زندگی خارج از ایران برگشتن ایران و با عشق کار می کنن

جلسه ی اول دکتر عشایری راجع به این صحبت کردن که چطوری می تونیم در محدوده ای که زندگی می کنیم به زندگی معنا بدیم:

 

"برای ملوانی که ندونه کشتی به کجا قراره بره هر بادی باد مخالفه

هدف از زندگی معنا دار:

زیستن سالم 

هم زیستی مسالمت آمیز

خود شکوفایی

کسی می تونه به زندگی معنا بده که 

1- سیستم هیجانی و عاطفی داشته باشه---> هیجان و عاطفه کارگردان زندگی هستند، پایان هوس عشقه ، اگر دل عقل داشته باشه برای چیزهای خوبی می تپه

2- اگر بتونبم نیازهای کاذب را از نیازهای واقعی تشخیص دهیم شروع کرده ایم به زندگی معنادار

3- کسی می تونه به زندگی معنا بده که بدونه استرس چیه و استرس ها رو رده بندی کنه،بخشی از استرس می تونه مفید باشه.باید ببینیم چه استرس هایی مربوط به ماست و چه استرس هایی تحمیلیه باید سعی کنیم استرس هایی تحمیلی رو کم کنیم

4- به زندگی میشه معنا داد به شرط زیبایی شناسی-آدم بدو ن فرهنگ و هنر نمیتونه به زندگی معنا بده

5- به طور داوطلبانه در حل یکی از مشکلات جامعه شرکت کنید

جلسه دوم هم دکتر صدریا  که به واسطه زندگی در کشورهای مختلف دیدی چندبعدی دارن ،دیدگاه خودشون رو درباره ی معنای زندگی بیان کردن:

 

اعتقاد دکتر صدریااین بود که هر کسی باید با مصالحی که در زندگی در اختیار داره به زندگی معنا بده و نمی شه تعریف مشخصی از زندگی معنا دار ارائه داد چون ما توانایی های روحی و جسمی کاملا متفاوتی داریم....

نکته ای که در مورد ایشون جالب بود این بود که در حین بحث به جای سیاه نمایی وضعیت ایران ارزشها و زیبایی های فرهنگ ایران رو نشون دادن ...




 
comment نظرات ()
 
 
به بهانه آغاز 26 سالگی
نویسنده : سارا - ساعت ٩:۱۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٦
 

در 25 سالگی یاد گرفتم که:

خدا صدامو می شنوه ......

خدا همیشه نشونه می فرسته این منم که همیشه نمی بینم(قطعا خدایی که به زنبور عسل وحی می فرسته منو بی نصیب نمی ذاره)

آدمای ساده روح خیلی بزرگی دارن

آدمای ساده روح خیلی بزرگی دارن

آدمای ساده روح خیلی بزرگی دارن

آدمای ساده روح خیلی بزرگی دارن

آدمای ساده روح خیلی بزرگی دارن

آدمای ساده روح خیلی بزرگی دارن

 

آدمای خوب تو این دنیا کم نیستن

آدمای خوب تو این دنیا کم نیستن

آدمای خوب تو این دنیا کم نیستن

آدمای خوب تو این دنیا کم نیستن

آدمای خوب تو این دنیا کم نیستن

 

خدارو شکر که دنیا از این آدمهای خوب و ساده خالی نیست




این دنیا بی حساب کتاب نیست  

همیشه فرصت هست ولی زود دیر میشه

ساده بودن و ساد زندگی کردن نعمتیه که خدا به هر کسی نمی ده


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : سارا - ساعت ۱٢:۳۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱٦
 

گاهی  احساس تنهایی می کنی

احساس می کنی غریبی بین همه آدمهایی که  می شناسی

انگار گل تو با بقیه فرق می کنه اصلا


 
comment نظرات ()
 
 
هر روز بیشتر دلم برای ایران تنگ می شه ....
نویسنده : سارا - ساعت ٥:۳۳ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٢/۱
 

- چه خبر اا؟ چه می کنی ایرانی؟

اخیرا این جمله بخش ثابتی از مکالماتم با کسایی بوده که مدت زیادی از هم خبر نداشتیم...

یعنی کم کم رفتن داره بخشی از برنامه همه می شه......

 

یعنی ایران تا این حد دیگه جای زندگی نیست؟

......

 

این کارها و حرفای مجیدی خیلی ها رو ناراحت کرد 

خیلی ها به عنوان یه ایرانی ازش بدشون اومد

ولی.....

ولی نمی دونم چرا ما همیشه انقدر حرف و عملمون فرق می کنه

خیلی از ما هم به حرف مجیدی عمل می کنیم حالا هر چند خیلیی خوب حرف می زنیم راجع به ایران و ایرانی

هر  روز بیشتر از قبل دلم برای ایران می سوزه 

ایرانی با مردمی با ادعاهای فراوان ......

همه آرزوی آبادانی ایرانو داریم ولی کیه که قدمی برداره؟؟؟؟؟


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : سارا - ساعت ۱:۱۱ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٩/٢٥
 

دلتنگم

دلتنگ کودکی

دلتنگ دنیای کوچک کودکی

دلتنگ امید به آینده روشن


 
comment نظرات ()
 
 
دورویی
نویسنده : سارا - ساعت ۸:٤۸ ‎ق.ظ روز ۱۳٩٠/٩/۳
 

دورویی فقط به این نیست که در ظاهر باکسی خوب باشی و پشت سرش جور دیگه ای باشی..

اینکه وقتی از کسی ناراحتی به روش نیاری انگار  هیچ اتفاقی نیافتاده

اینکه بخندی وقتی درونت چیز دیگه ای می گذره

اینکه به کسی که ازش متنفری لطف کنی 

همه اینا دوروییییه که بعد از سالها می بینی که انرژی همه ی این خشم های ابراز نشده روحتو تسخیر کرده


 
comment نظرات ()
 
 
 
نویسنده : سارا - ساعت ٤:٠٤ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/۸/۳٠
 

 

دوش با من گفت پنهان کاردانی تیزهوش   و از شما پنهان نشاید کرد سر می فروش
گفت آسان گیر بر خود کارها کز روی طبع   سخت می‌گردد جهان بر مردمان سختکوش
وان گهم درداد جامی کز فروغش بر فلک   زهره در رقص آمد و بربط زنان می‌گفت نوش
با دل خونین لب خندان بیاور همچو جام   نی گرت زخمی رسد آیی چو چنگ اندر خروش
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی   گوش نامحرم نباشد جای پیغام سروش
گوش کن پند ای پسر و از بهر دنیا غم مخور   گفتمت چون در حدیثی گر توانی داشت هوش
در حریم عشق نتوان زد دم از گفت و شنید   زان که آن جا جمله اعضا چشم باید بود و گوش
بر بساط نکته دانان خودفروشی شرط نیست   یا سخن دانسته گو ای مرد عاقل یا خموش
ساقیا می ده که رندی‌های حافظ فهم کرد   آصف صاحب قران جرم بخش عیب پوش

 
comment نظرات ()