سارا نوشت


+ آغوشتو باز کن خدا

خدایا  

 

پاک کن از دلم زنگار ها را 

پاک کن آنچه را که فاصله انداخته بین ما

از دست من خارج است ، تو پاک کن

شاید هیچ وقت تا این حد مستعصل نبود ه ام و بیزار

بیزار بیزار بیزار

بیزار از آنچه فاصله انداخت و می اندازد و می اندازد...

فاصله بین من و تو

بین من و آن روز ها

آن روزها یی که

صدایم را می شنیدی و پاسخ می گفتی

و من با گوش جان ندایت را می شنیدم

از رگ گردن نزدیک تر بودنت را می دیدم

تلنگر هایت ، نشانه هایت 

یاریت را میدیدم و برای همه دنیایم تو بس بودی

بس بودی و من

حدودت را شکستم 

دینت را به دلخواه خود تفسیر کردم برای راحتی دنیایم

برای همرنگی با جماعت رنگارنگ

هزار بار توبه کردم و

هزار بار شکستم

بیزارم خدا 

بیزار 

بیزار از من من 

که فاصله انداخت بین من و تو

بگیر از من یا ودود 

یا ارحم الراحمین

یا ستار العیوب

بگیر از من 

فاصله ها را

زنگار ها را

بگیر تمام دنیا را

زمین و زمان را 

و فقط برا ی یک لحظه برگردان

حس نزدیکی را

و شنیدن صدایت...

بازگردان خدااااااااااا

بی طاقتممممممممممم

هر لحظه بی طاقت تر

پناهی جر تو ندارم 

در آغوشم بگیر 

صدایم کن

گو شهایم را شنوا و چشم هایم را بینا کن

دلتنگ نشانه هایت هستم

دلتنگممممممممممم

چه دلتنگییی عمیقتر از دلتنگی مخلوق برا ی خالق

نویسنده : سارا ; ساعت ۱٠:٠٥ ‎ب.ظ ; ۱۳٩٠/۸/٢٩
تگ ها:
comment نظرات () لینک