سارا نوشت


+ آقای قاسميان

در طول ۱۲سال تحصيل هميشه درسهايی تحت عنوان تعليمات دينی داشتيم که هدفشون ظاهرا شناخت معارف دين به ما بود.ولی ....

از دبستان چيز زيادی يادم نيست فقط يادم از معلمه قرآنمون به شدت می ترسيدم خيليم بد اخلاق بود.انقدر ما رو از خدا و گناه ترسوندن که باعث شد حتی بترسيم به خدا نزديک شيم .

راهنمايی هم  يادمه که بايد درسهای دينی رو واو به واو حفظ می کرديم و اگه يه کلمه فرق می کرد حرف ما و کتاب نمره کم می شد ويادمه موقع امتحان رو خوانی قرآن اگه کلمه ای رو دوبار می خونديم  نمره کم می شد.....

چقدر قشنگ ما با اين دين آشنا شديم.....

رسيديم دبيرستان ديگه کم کم عقلمون در اومده بود و می تونستيم دست چپ و راست تشخيص بديم(من هنوز تو تشخيصش مشکل دارم)و می تو نستيم بحث کنيم.

معلما دو دسته بودن يه عده انقدر قشنگ و منطقی بحث می کردن(افعال معکوس بيد ) که اول و آخر به حرف خودشون می رسيدن و يه قدم هم جا به جا نمی شدن طوری که ترجيح می دادی بحث نکنی

در اين مرحله باز هم بايد کتاب رو واو به واو حفظ می کرديم و معلم هدفی جز تمام کردن کتاب نداشت ...

تو اين مدت فقط معلم دينی پيش دانشگاهی بود که تا حدودی با بقيه متفاوت بود

خيلی خوب به بعضی از سوالا جواب می داد و زياد هم حرفايی که با عقل هيچ کس جور در نمياد نمی زد .ولی اونم وقتی بحث کش پيدا می کرد می گفت من اول بايد درسو تموم کنم

 اونم باز هدف اصليش جز تمام کردن کتاب نبود.

در دانشگاه هم اين روال ادامه داره باز هم هدف تمام کردن کتابه.و موقع امتحان هم بايد کتاب و جزوه رو واو به واو به ورقه منتقل کنيم

احسان(خازنی)حرف قشنگی زد اصول انسانی رو نبايد حفظ کرد بايد درک کرد.

شايد مشکل اصليه ما اينه که تو اين مدت از ما خواستن معارف اسلام را حفظ کنيم .و هيچ وقت حرفهای معلمای دينی و قرآن در ما اثر نکرد چون اونا خودشونم فقط حفظ کرده بودن.......................

حالا اين متن چه ربطی به آقای قاسميان داشت؟

هيچی ايشون تنها استاديه که هدفش تموم کردن کتاب نيست

......

نویسنده : سارا ; ساعت ٩:٥٤ ‎ق.ظ ; ۱۳۸٤/۸/۱٠
تگ ها:
comment نظرات () لینک