با تمام وجود غمگینم --- شادیم مال سالها قبله --

درد شخصیم اجتماعی شد

فیلم آزمایشکاه یه دیالوگ داشت که تو ذهنم موند...

پدر راجع به دختر لالش به پسرش می گه :

هی می خواد یه چیزی بگه ولی نمی تونه بگه  و رنج می کشه...

چرا آدمها خیلی وقتها نمی تونن حرف بزنن

چرا خیلی وقتها می خوان یه چیزی بگن ولی یه چیز دیگه می گن

چرا ما آدما انقدر می رنجیم

چرا ما آدما انقدر می رنجونیم

---

ببعضی وقتا ست که دلگیر می شی از آدما 

سکوت می کنی و ترجیح میدی هیچ کس چز خدا پای درد دلت نشینه 

می گذری و فقط دعا می کنی 

برای آدمها

که کمتر برنجن

که کمتر برنجونن

فالله خیرالحافظا وهو ارحم الراحمین

/ 0 نظر / 8 بازدید