دلم گرفته ، دلم عجیب گرفته

-چرا گرفته دلت مثل آنکه تنهایی

چقدر هم تنها ولی دچار رگ پنهان رنگها نشده ام.

 باور کرده ام که تنهایم و خداست تنها کس من.

 باور کرده ام....

گر جه گاهی غافل می شوم و در زمین برای پر کردن خلا تنهاییم جستجو می کنم

ولی باز هم می دانم که تنها اوست که حتی وفتی که لکه ی سفیدی هم بر روی روح الهی ام با قی نمانده باز هم پذیرای من است و اجازه ی باز گشت می دهد

آری گویی آن ماهی کوچکم .نه

ولی من دچار عظمت آبی آسمان بی کرانت شده ام.

شیطان را از درگاهت رهاندی چون روحی را که در من دمیدی نادیده گرفت و من را مشتی خشت و گل خواند.و گناهان من نیز به خاطر فرا موش کردن این روح الهی است وقتی که غرق در حیوانیت می شوم.

می دانم خیلی چیزها را با تحقیق نم یابم خیلی چیزها در هیچ کتابی نیست و هر قدم جلو بروی چند قدم عقب رفته ای. به قلبم مراجعه می کنم روح الهی ام راهنمایم است.حرفها و افعال دیگران فقط تلنگرست و یا نهایتا راهنما!راه نیست.

/ 0 نظر / 6 بازدید